تبليغاتX
قبل از اینکه به کسی بگی دوست دارم ، خوب فکراتو بکن چون شاید چراغی در دلش روشن کنی که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد تقدیم به خدای دلم علی عزیزم

تقدیم به خدای دلم علی عزیزم

صداي مرا مي شنوي .......... از تو مي گويم اي زيباترين .......... از تو كه زيبايي ات ديوانه ام كرده

بدان كه قلبم هميشه مال توست ........... شنيده اي كه ميگويند ............. دوري عشق را سرد مي كند

اما من مي دانم كه عشق حقيقي ............... هرگز سرد نخواهد شد ........................ هرگز ...........

حتي اگر سرنوشت هيچ گاه ما را به هم نرساند ......... و من ديگر تو را نبينم .......... اما اين را بدان كه

هميشه در قلب مني ............. روزي نيست كه با خود نگويم :

خداوند چه زمان دوباره تو را به من ميرساند ............... من به ديدنت براي لحظه اي كوتاه هم قانعم

نمي دانم اگر اجازه داشته باشم تو را دوباره ببينم ......................... آن روز امروز است

يا فردا ، يك سال ديگر يا چند سال ديگر ....... شايد زماني كه پيرزني فرتوت شدم ....... تو را ببينم

تنها خواسته ام از خداوند اين است ....................... كه اگرآن زمان روز موعود من است

من دچار فراموشي نشده باشم .............................. زيرا زيبا ترين چيزي كه دوست دارم به ياد آورم

فقط خود تو و خاطرات تو است .............................. تا روزي كه خداوند اجازه ديدار دوباره ما را بدهد

تو را به خودش ميسپارم ............. مواظب خودت باش ............... از اين جا كه نميدانم چقدر از تو دورم

آن چشم هاي زيبايت را مي بوسم ............. اي زيباي من

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت17:13توسط bahar | |

این بار که از زیر داربست انگور و ماه

برمی گردی

دستمالی بیاور

هیچ می دانستی

مهربانی ام دارد خاک می خورد؟

یا هیچ می دانستی

دوستت که دارم

زیباتری؟

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت13:2توسط bahar | |


خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار
نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای ، برای آن هنگام که
فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم
 

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت17:44توسط bahar | |

همیشه فرصت نداری بگی دوست دارم

 

 درخت همیشه پرستو رو دوست داشت.

از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشست, دوستش داشت.هر روز صبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارم" اما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به همه میداد,درخت هرچی سعی میکردبه پرستو بگه دوستش داره چیزی جلوشو میگرفت .شاید خجالت .

خودش هم نمیدونست  اون چیه.

 فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.

 "فردا حتما بهش میگم"

 ولی باز هم فردایی دیگر...

 یک روز از سرما به خود لرزید.  ...... بغض گلوشو گرفت , انگار یخ زده بود ,نه از سرما.

 پرستو رفته بود

علی عزیزم دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم تا بی نهایت

+نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت17:44توسط bahar | |

با توام

ای لنگر تسکین!

ای تکان‌های دل!

ای آرامش ساحل!

با توام

ای نور!

ای منشور!

ای تمام طیف‌های آفتابی!

ای کبود ِ ارغوانی!

ای بنفش آبی!

با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!

با توام

ای شادی غمگین‌!

با توام

ای غم!

غم مبهم!

ای نمی‌دانم!

هر چه هستی باش!

اما کاش...

نه، جز اینم آرزویی نیست:

هر چه هستی باش!

اما باش 

دوستت دارم علی 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت23:10توسط bahar | |

طلوع زندگیم باش ......

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت0:11توسط bahar | |

مهربانم ای تک ستاره ی آسمان زندگیم

و ای تنهاترین بهانه برای زنده ماندنم
از صمیم قلب دوستت دارم
 
 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت11:32توسط bahar | |

زندگی قانون نیست زندگی قافیه باران است من اگه پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی

تقدیم به عشقم علی عزیزم

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت16:46توسط bahar | |

آرزوم بی‌تو محال
لحظه هام بی‌تو سوال،،،
بی‌تو مقصد خیلی‌ دوره،
راه عشقم بی‌ عبور،
من نمی‌خوام تو خیالم بگمت
عاشقت هستم،،،
دوست دارم که راستی‌ راستی‌،،،
حس کنم تورو تو دستم،،،

+نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت16:41توسط bahar | |

روزی من را محاکمه می کنند

به حبس ابد محکوم میشوم

جرمم مشخص نیست شواهد زیادی هم از جنایت وجود ندارد

فقط اثر انگشتم را روی قلب تو یافته اند

پس با تمام وجود از من متنفر باش

+نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت20:13توسط bahar | |