|
من محتاج توام از عشق که....نه.... من محتاج توام!
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
خنده بر لب زده ام تا به تو نزديک شوم به خدا سينه پر از حسرت غم هاست هنوز
آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه اگه نشد ... اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست
نزديك ميشوي به من فرسنگها در من فرو ميروي در من خانه ميكني در من حضورميابي لحظه به لحظه هرجا و هر كجا توي انگشتهايم جاري ميشوي سطر به سطر خاطراتم را مي نگاري روي لبم مينشيني خنده ميشوي، حرف مي شوي دلم كه مي گيرد از چشمهايم ميباري كيستي ؟ كيستي تو؟ كيستي تو كه اين همه در من بي تابي سزاوار حرفهاي عاشقانه اي كيستي تو كه ديدنت زندگي رفتنت مرگ است در من بمان از هنوز تا هميشه
خیلی سخته گاهی وقت ها با این که یه دنیا حرف واسه گفتن داری ولی انگار چیزی واسه گفتن نداری
نمی دانم چرا با آنکه می دانم از آن من نخواهی بود ولی با تار و پود جان برایت خانه می سازم
شب که می رسد به خودم وعده می دهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت. صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم، رسیدن شب را بهانه می کنم. وباز شب می رسد و صبحی دیگر.... ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم. بگذار میان شب و روز باقی بماند؛ که چقدر
دوســـتـــــــــــــــــت دارم علی عزیزم
|
About![]()
این وبلاگُ فقط وفقط به عشق یه عزیز می نویسم که تقریبا در همۀ وبلاگ اسم قشنگش هست Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 AuthorsbaharAli Links
دیدار |